![]() |
![]() |
|
|
برام دعا کنید خدایا فقط تو می تونی........ داره همه چیز از هم می پاشه ..... خدایا امیدم ، توکلم فقط و فقط به تو ....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 0:24 توسط مسافر |
|
|
فقط برام دعا کنید
خدایا.... خدایا اگر تو بخوای می شه .... خدایا فقط تو می تونی درستش کنی ... تو به همه چیز آگاهی و همه چیز به دست توست .... خودت اونطوری که صلاح کمک کن تا درست بشه .... خدایا من جز تو به هیچکس امیدی ندارم ...فقط و فقط از تو کمک می خوام .... می دونم اگر تو بخوای می شه ... یه گوشه چشمی به من روسیاه گناهکار حقیر بکن .... خدایا کمکم کن ...
فقط برام دعا کنید |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 15:34 توسط مسافر |
|
|
خدایا فقط تو باید بخوای .... فقط تو می تونی کمکمون کنی تا درست بشه .... همه چیز به دست توست ... پس خودت لطف و عنایتی کن و کمکمون کن .... فقط تو...جز تو هیچکس نمی تونه .... |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 11:48 توسط مسافر |
|
|
تا حالا شده دلت اونقدر پر باشه که نتونی چیزی بگی ؟؟
فقط می خوام بدونم کی تموم می شه .....اصلا تموم می شه یا نه ؟؟؟ می شه منم به آرزوهام برسم؟؟ خدایا پس کی تموم می شه ؟؟؟؟؟ خدایا فقط به دست تو .....کمکم کن ....
پس کی تموم می شه ؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 0:10 توسط مسافر |
|
|
قابل توجه کسانی که می خواهند به آقای میرحسین موسوی رای دهند . ۱ـ۷۰۰ نفر از سرمایه داران بزرگ تهران هرکدام ۶۰۰ تا ۷۰۰ میلیون تومان پول؛ برای کمک به دولت میرحسین موسوی گذاشته ودر عوض گفته شده بعد از رای آوردن مقام و پست دولتی می خواهند. ۲ـآقای میر حسین موسوی گفته است : من در خانه مستاجری زندگی می کنم در صوتی که سند خانه ۱۰۰۰ متری او در شمال تهران رویت شده است . ۳ـ خانم فائزه رفسنجانی ۲۰ میلیارد تومان به آقای میرحسین موسوی جهت رای آوردن و تبلیغات کمک کرده است . ۴ـ آقای میر حسین موسوی دائما می گوید من عاشق آقای خاتمی هستم !!!! ۵ـ وزیر مسکن دولت خاتمی ۹۰۰ هزار هکتار زمین خواری کرده است . ۶ـ آقای میرحسین موسوی به آقای کروبی گفته است که به نفع من کناره گیری کن و آقای کروبی در جواب گفته است : امتیاز۳ تا وزارت خانه را می گیرم و بعد کناره گیری می کنم . ۷ـزمان نخست وزیری آقای میرحسین؛ که در زمان جنگ دفاع مقدس بود آقای میرحسین موسوی وسط کار بدون هیچ علت قانع کننده ای پست نخست وزیری را ترک می کند و از دولت جدا می شود . امام خمینی (ره) در پاسخ به این حرکت آقای موسوی می فرماید : در زمانی که ملت ما جوان های خود را در قربانگاههای جنگ فدا می کنند؛ توآمدی و کناره گیری می کنی ؟! اگر زمان حال زمان جنگ و بحران جنگ نبود دستور می دادم مجازاتت کنند. استناد(صحیفه نورامام ) .........................................................................................................................................
از میرحسین تا یا حسین
تا میرحسین یك یاحسین باقیست
خوبه ...یه عکس هم دیدم ... این یا حسین بهتون یاد نداده که حجابتون رو رعایت کنید !!! واقعا موندم ...طرفداران خاتمی و موسوی اینها هستند ...یعنی جامعه ما در صورت انتخاب موسوی بعدا اینطور میشه؟...
مگه ما جامعه اسلامی نیستیم ؟؟؟ .......................................................................................... البته از این عکسها که خیلی زیاده .... سعی میکنم چند تا عکس از طرفدارای سید مظلومان و میر حسین بزارم تا دوستان بدونن که این یا حسین با اون یا حسین که شهدا میگفتن خیلی فرق داره
وَ إِذا قيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ (11) أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لکِنْ لا يَشْعُرُونَ (12) و چون به آنان گفته شود: «در زمين فساد مکنيد»، مىگويند: «ما خود اصلاح گرانيم.» بهوش باشيد که آنان فسادگرانند، ليکن نمىفهمند. سوره مبارکه بقره انتخابات دهم صفین ماست شال سبز قرآن روی نیزه هاست ....وخدایی که در این نزدیکی است. عکس های جالبی بود . با همین چیزا میشه نامزدهای انتخاباتی رو شناخت . البته من خیلی وقت پیش این موضوع رو متوجه شده بودم . طرفداران ایشون در دانشگاه کاملا بیانگر همه چیز هستکلا از طرفداران هر شخصی میشه به اهداف اون شخص هم پی برد . حالا اگه کسی میخواد خودش رو به خواب بزنه و قبول نکنه اون قضیه اش فرق داره . انتخاب با شماست که آینده کشوردر دست چه قشری از جامعه باشه ....... فراموش نکنیم که مملکت ما اسلامی هست. هر روز از دیروز به قیامت نزدیکتریم به خدا چطور ؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 23:10 توسط مسافر |
|
|
چه حسی پیدا می کنی وقتی نتونی راهتو انتخاب کنی ؟؟؟ چه حسی پیدا می کنی وقتی به این سن رسیدی و دیگران باید برات تصمیم بگیرن و هرچی خودشون میخوان و بهت تحمیل کنن ، و تو مجبوری گوش بدی ...؟ چه حسی داری وقتی نتونی حرفتو بزنی ؟؟ نمی دونم شما با این شرایط چه حسی پیدا می کنید ..اما من داغون شدم ، خسته شدم ، سالهاست دارم تحمل می کنم ..سالهاست سکوت کردم ..سکوت کردم تا حرمت نشکنم ، تا بی احترامی نکنم ، اما وقتی طرف مقابلم همه چیزو شکونده من چطوری بازم خودمو نگه دارم ...؟ بازم سکوت کردم .. اما دیگه نمی تونم ..دارم منفجر می شم ..مگه چقدر ظرفیت دارم ، منم تا یه حدی می تونم تحمل کنم ...احساس می کنم دیگه پر شدم ...تا کی من حق انتخاب نباید داشته باشم ؟؟ این همه زورگویی ها تا کی می خواد ادامه داشته باشه ؟؟ یکی بگه من چی کارکنم ؟؟؟ خدایا می دونم فقط تو می تونی کمکم کنی ...فقط تو تو هرچی بخوای همون می شه ...خودت بهم صبر بده یا نجاتم بده .... خدایا دستمو بگیر و نجاتم بده تا دیر نشده ... خدایا ...فقط تو می تونی ... خدایا کمکم کن ..... |
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 20:42 توسط مسافر |
|
|
وداع..خداحافظی ...جدایی..انتظار...اشک... از این لحظه ها متنفرم .... شاید این چندمین بار که این لحظه ها برام تکرار میشه ... خیلی تلخه... بغض گلمو میگیره ..مهم نیست کجام!! ..توی خیابون ..توی جمع .. هرجا که باشم اشکهام سرازیر می شه ... وقتی دوباره لحظه وداع از راه می رسه، داغ دلم تازه می شه ... یاد گذشته ها می افتم.... تلخ ترین روزهای انتظارم زمانی بود که محمد زاهدان بود .و من روزهای جمعه انتظار می کشیدم تا زنگ بزنه ....چه روزهایی بود!! ... امروز هم یکی از اون لحظه ها بود... محمد یه سفر کوتاه در پیش داره ..همین الان حرکت کرد ... 3 روز فقط اینجا نیست اما برای من به اندازه ی 30 روز می گذره ... چقدر دلم می خواست منم می تونستم برم .. با اینکه تازه پیش آقاجون بودم اما بازم دلم تنگه و دلم می خواد برم ... دلم خیلی گرفته .. بغض گلمو گرفته ...خدا فقط از دلم باخبره ... آقاجون خودت دست محمدو بگیر و حفظش کن ... خدایا محمدو سپردم به تو ..وقتی همه چیزو می سپرم به تو چقدر آروم می شم ... خدایا هیچکس به جز تو نمی تونه نگهدارش باشه ... خدایا شکرت ... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:11 توسط مسافر |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:51 توسط مسافر |
|
|
کودکي با پاي برهنه زير باران ايستاده بود و به ويترينه فروشگاهي نگاه ميکرد، زني در حال عبور او را ديد،او را به داخل فروشگاه برد و برايش کفش و لباس خريد وبه او گفت مواظب خودت باش. کودک پرسيد :ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟ زن لبخندي زد و پاسخ داد: نه!من فقط از بندگانه خدا هستم. کودک گفت: ميدانستم نسبتي با او داريد..........
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 11:16 توسط مسافر |
|
|
این منم یه بنده ام ، باز اومدم زیارتت این منم یه مخلصم ، باز اومدم به دیدنت واسه خاطـر دلـم ، یه نگاهی به من بکن قربــون غــریــبـی و ، فــدای اسـتقامتت باز می خوام واسطه شی برای این همه گناه کـــو چــیــکه وجود تو، شرمنده صداقـــتــت دلم از غــصه پر ، چــشــمـام از شرم و حیا چطوری نـگات کــنم ، قربون اون شرافتت دســتمـو بـگـیر که من گدای درگاهـت شـدم محـتاج بـزرگـیـت و دلـبـستـــه ســخــاوتـت زبـونـم بـند اومده،خودت بخون از تو چشام کـــه گــنـاهم چـی بـوده، فدای اون کرامتت آهوی دشــتم و از حــادثــــه گــرگ ، زخمی امیــدم تــو هـسـتی و آرزوی ضــمــانــتت منو از پــیـش خودت بــا دست خالی رد نکن آخـه تو رضــایی و، ممـنون اون رضایتـت. سلام خداروشکر همه چیز به خوبی و خوشی تموم شد .... بلاخره به آرزوم رسیدم و 14 روز پیش آقاجون بودم .... چه لحظه های خوب و به یاد ماندنی بود.... همه چیز همونطوری که می خواستم پیش می رفت .. اونجا که بودم خیلی آرامش داشتم ...سبک ... قبل از اینکه برم کلی حرف داشتم اما وقتی پیش آقا جون بودم نمی دونم چرا چیزی نمی تونستم بگم ... فقط ساعتها می شستم و به گنبدش نگاه می کردم ... اما حیف ...!! تموم شد ... همش خاطره موند ...خدایا ازت خیلی ممنونم .... از شما دوستان خوبمم خیلی خیلی ممنونم به خاطر دعاهایی که کردید.... به یاد همتون بودم ...شاید باورتون نشه اما اسم تک تک شما رو می آوردم و براتون نماز می خوندم .... البته اگر خدا قبول کنه ... حالا که اومدم خیلی سبکم ..انگار کوله بار غم و اندوه ، و هرچی که داشتمو گذاشتمو اومدم ... نمی دونم چرا نتونستم با آقاجون وداع کنم .... یه عهد دیگه با آقاجون بستم ....امیدوارم بتونم مثل عهد قبلی بهش وفا کنم ... خدایا شکرت ...خیلی ازت ممنونم... راستی ببخشید دیر اومدم ...یه مقدار گرفتار بودم ...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 23:21 توسط مسافر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
اين دنيا يه ايستگاهه
همه ما توي اين دنيا مسافريم .... مقصد سفر خداست ... خوشا به حال اون كسايي كه توي اين سفر يه همسفر دارن .... |
| پیوندها |
|
هنوز نمی دونم! (امیر) قاصدک(سعیده) نهر تنهایی |
|
RSS
|